سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

ی

ارسال شده توسط محسن یزدانی زازرانی در 95/1/31:: 12:30 عصر
 ظرافت های عبادت / حفظ رغبت نفس

بسم الله الرحمن الرحیم
قالَ عَلِی  (ع) : خادِع نَفسَک فی العِبادَةِ وَ ارفَق بِها وَ لاتَقهَرها وَ خُذ عَفوَها وَ نِشاطَها، إِلاّ ما کانَ مَکتوباً عَلَیک مِنَ الفَریضَةِ فَإِنَّهُ لا بُدَّ مِن قَضائِها وَ تَعاهُدِها عِندَ مَحَلِّها.  
در عبادت و بندگی، نفس خود را بفریب. با او مدارا نما و مقهورش مدار  (تکلیف سخت به او مکن) و هنگام فراغت و نشاطش آن را دریاب  (به طاعت و بندگی وادار) مگر آن‏چه بر تو واجب است که از بجا آوردن آن و مراعات نمودن آن در وقتش چاره‏ای نیست. 
قالَ عَلِی  (ع) : إِنَّ لِلقُلوبِ إِقبالاً وَ إِدباراً فَإِذا أَقبَلَت فَاحمِلوها عَلَی النَّوافِلِ وَ إِذا أَدبَرَت فَاقتَصِروا بِها عَلَی الفَرائِضِ.  
برای دلها اشتیاق و اعراض  (آمادگی و ماندگی) است. پس هرگاه رو کرد آن را به انجام مستحبات وادارید و هرگاه روبرگرداند به انجام واجبات اکتفا کنید.  
چند ساعت مطالعة پیاپی - حتی اگر به سردرد و پریشانی نرسد - چون به تکلف و تحمیل، انجام گرفته، طراوت و نشاط و رغبت ما را به مطالعه کتاب از بین می‏برد. اما توزیع همین چند ساعت بر زمان، امید استمرار آن را افزایش می‏بخشد و نشاط و علاقة ما را حفظ می‏کند.
%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87%D8%
بزرگان اخلاق می‏فرمایند: اگر علاقه به اقامة 10 رکعت نماز مستحبی دارید 12 رکعت نخوانید؛ زیرا دو رکعت پایانی که به تحمیل و با فشار و بی‏حوصلگی انجام گرفته، خاطرة ناخوشایندی از خود در ذهن ما باقی می‏گذارد. همین تصویر نامبارک و آزاردهنده، انگیزه و اشتیاق و طلب ما را برای تکرار عمل کم می‏کند. اما اگر هشت رکعت خوانده شود، لذتی که از این عملِ زنده و پرطراوت تجربه می‏شود دو نتیجه در پی دارد: 
اول: پیدایش تصویری دل‏انگیز و خاطره‏ای شیرین در ذهن. 
دوم: پایداری شوق و عطش و تقاضا برای تکرار عمل در دل.

ئ

ارسال شده توسط محسن یزدانی زازرانی در 95/1/31:: 12:29 عصر

تعریفی بسیار زیبا از بصیرت  :
 1416628344306384_large.jpg
?ک? از بزرگان خدمت مقام معظم رهبر? رس?دند و عرض کردند که مجموعه ا? دار?م و م?خواه?م افراد با بص?رت ترب?تکن?م.

آقا فرموده بودند:
منظورتون از با بص?رت چ? هست؟

عرض کرده بود: کسان? مثل مقداد که چشمشان به دهان مو??شان باشد و گوش به فرمان ول?شان.

آقا فرموده بودند:
ا?ن خوب است اما منظور من از بص?رتا?ن ن?ست. منظور من از فرد بابصیرت، افراد? مثل مالک اشتر هست که امیرالمؤمنین (علیه سلام) در وصفش م?فرما?ند:
مالک به گونه ای است که اگر در ب?ابان? باشد و دور از مو??ش و مشکل? برا?ش پ?ش ب?ا?د دق?قا کار? را م?کند که اگر نزد مو??ش بود، مو??ش همان کار را امر م?کرد

بص?رت ?عن? ا?نکه در غ?بت مو??ت هم بدان? او از تو چه م?خواهد و همان را عمل کنی


ح

ارسال شده توسط محسن یزدانی زازرانی در 95/1/31:: 12:29 عصر
ادعای ناب
08827965391504682804.jpg
عارف بزرگوار، آیت الله ارباب دو سال آخر عمرش نابینا شد. 
ایشان مدارج علمی اش خیلی بالا بود و متون را از حفظ بود.
روزی از ایشان پرسیدند: 
آقا! شما پس از این همه عمر، آیا ادّعایی هم دارید؟؟؟؟
مرحوم ارباب فرمودند:
من در مسائل علمی ادعایی ندارم؛ ولی در مسائل شخصی خودم فقط دو ادعا دارم
یکی این که:همه عمرم غیبت نشینیدم و غیبت هم نگفتم.
دوم این که:در طول عمرم چشمم به نامحرم نیفتاده و کسی را هم ندیدم.
برادرم با همسرش چهل سال منزل ما بودند. در این مدت یک بار هم همسر برادر را ندیدم.
یک شب در حجره ی خود نشسته بودم، در حالی که از شدت سرما همه جا یخ زده بود. ناگهان در اتاق و حجره ی مرا زدند.
وقتی در را باز کردم، دیدم زنی از اهل یکی از روستاهای اطراف است. 
او گفت: من اهل فلان روستایم؛ ماشین های روستای ما رفته است و من پول هایم را خرج کرده ام و فعلاً پولی ندارم که به مسافرخانه بروم، اینجا هم کسی را نمی شناسم، چون این مکان (مدرسه ی طلّاب) محل امنی است، آمده ام اگر اجازه دهیدامشب رادرحجره ی شما بمانم،گفتم: بیا داخل.
آمد، گوشه ی حجره نشست.
ناگهان نفسم شروع به وسوسه و تسویل نمود.
به سرعت عبایم را بر دوش افکنده، از حجره خارج شدم و به مدرس (کلاس مدرسه) رفتم و آن شب سرد را بدون لوازم گرم تا صبح در آن جا ماندم، تا مبادا نگاه و نظری داشته باشم که مرضیّ مولایم نباشد.
هنگام صبح که آمدم، دیدم آن زن رفته است. مهیا شدم و برای کلاس به نزد استاد رفتم.
ناگهان متوجه شدم آنچه استاد می فرماید، مانند آینه در قلب من نقش می بندد و هرچه به من دادند، از همان ترک گناه دوران نوجوانی دادند...


و

ارسال شده توسط محسن یزدانی زازرانی در 95/1/31:: 12:29 عصر
 تربیت در محیط رفاقتی

بسم الله الرحمن الرحیم
...تا من می‏آیم حرفی بزنم، می‏گوید: پشت سر مردم حرف نزن! این کار حرام است عزیز من!
تا می‌خواهم کاری انجام دهم، سنگ جلوی پایم می‏ اندازد، ولی سنگ‏ هایش، سنگ‏ های الهی است.
پاپیچم می‏شود ولی برای این است که من خلافی را مرتکب نشوم.
آیا با این آدم رفاقت می‌کنی یا با کسی که خودش خوب است و کاری به کار تو ندارد؟!
 خودت می‌فهمی که این رفاقت هر چند که سنگ‌اندازی دارد، ولی به نفع تو است. این موجب نشود که تو رابطه‏ ات را با او قطع کنی.
.. دوستی باید فی الله باشد، یعنی برای انجام دستورات خدا باشد وگرنه ضرر دارد.
 

%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82.png
علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «أحبِب فِی اللهِ مَن یُجَاهِدُکَ عَلَی صَلاحِ دِینٍ»؛ کسی که برای نفع دینت با تو کلنجار می‏رود را در راه خدا دوست بدار!
«وَ یَکسِبُکَ حُسنَ یَقِینٍ». و کسی را دوست بدار که باعث می‌شود یقین نیکو پیدا کنی! البتّه این قسمت مربوط به جنبه‏ های درونی است.

یعنی او کاری می‏کند که تو را از نظر بعد معنوی و پیوند الهی درست می‏کند، یقینت را محکم می‌کند.
کلنجار رفتنش موجب نشود که دوستی بر محور الهی شما ضربه بخورد. برخوردهای ظاهری با خواسته‏ های نفسانی نمی‏سازد. 
 
... محیط رفاقتی نقش سازندگی‏ اش از دو محیط قبلی(خانوادگی و شغلی)، اَقوی است؛ آن هم نسبت به تمام ابعاد وجودی انسان.
رابطه برای خدا، قطع رابطه هم برای خدا! آنجا که می‏بینم من نمی‏توانم کسی را درست کنم و بلکه او ممکن است من را خراب کند، انسان بایدرابطه‌اش را قطع کند.این یعنی همان معیاری که روایات به دست ما داده است: «الحبُّ فی الله و البغضُ فی الله».


و

ارسال شده توسط محسن یزدانی زازرانی در 95/1/31:: 12:28 عصر
نماز با نشاط

وضو که می گیری
با لب خندان سر جانماز بنشین،
نگو من گناهکارم.
اگر اخم ها را در هم بکشی ملائکه می ترسند، آن ها لطیفند.
بدون اینکه غضبناک و پکر باشی لباس تمیز و قشنگ بپوش،
دم آینه خودت را نگاه کن و سرجانماز بنشین.
قشنگ وقتی بدنت آرام گرفت و کِیفت به راه افتاد، بلند شو و بگو الله اکبر.
برای نماز عجله نداشته باش، یکی دو دقیقه بنشین تا آماده شوی.
اذان و اقامه هم برای آمادگی ست.
می دانی که اگر اذان بگویید دو صف از ملائکه پشت سرت می ایستند؟
این یعنی بهجت و سرور و خوشحالی.
اگر اقامه هم بگویید سه صف از ملائکه پشت سر شما می ایستند.
نفرمود صفش چقدر است. فرمود: ملائکه پشت سرتان اقتدا می کنند و با شما نماز می خوانند.
کسی که ملائکه پشت سرش باشند چقدر نمازش زیباست.
می دانم سخت است، گرفتاری های طبیعت افکارمان را می گیرد و آن موقع متوجه نیستیم اما هروقت حالت خوب شد سرجانماز نگاه کن عطای خدا را در حق خودت ببین. بگذار طلبکاری ها از خدا کم شود، آن وقت است که آدم سبک می شود.

حاج محمد اسماعیل دولابی

   1   2   3   4   5   >>   >



بازدید امروز: 14 ، بازدید دیروز: 649 ، کل بازدیدها: 707575
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ